آشنایی با آداب و رسوم سنتی مازندران (4)
مراسم تمنای باران :
از انجا كه اساس معيشت و كشاورزي بر پايه آب است، بنابر اين كم و يا زياد بودن باران و آب مشكلاتي را ايجاد مي كند. اگر باران كم ببارد و دچار كمبود آب بشوند مراسم خاصي را به جاي مي آورندتا خداوند دعاي انها را مستجاب كرده وباران بفرستد.مراسمي كه براي تمناي باران دارند به اين شرح است : اهالي روستا همگي به امامزاده مسجد يا ميدان بزرگ روستا و يا خارج از روستا مي روند دعا مي كنند و ملا يا سيد گوشه اي از جلد قرآن را خيس مي كند يا منبر را به اين نيت كه باران بيايد، با گلاب مي شويد. علاوه بر اين مرسوم است كه همه مردم شير و برنج جمع مي كنند و با آن شير برنج درست كرده مي خورند و مقداري از آن را با اين باور كه باران ببارد روي پشت بام مي ريزند.
مراسم باران خواهي :
يكي از مراسم رايج به هنگام خشك سالي مراسم باران خواهي است . به زبان محلي اين مراسم را شيلون يا شيلان مي نامند. به اين منظور ابتدا از اهالي محل مواد اوليه براي پخت شير و برنج و يا آش مورد نظر آن ها جمع آوري مي شود در روز معين اهالي در مكان مقدسي مانند مسجد، تكيه ، امامزاده و يا در اطراف درخت مقدس جمع مي شوند و پس از پخت آش به وسيله زن هاي محل، مراسم دعا وروضه خواني انجام مي شود و از خداوند طلب باران مي كنند. پس از صرف آش مراسم به پايان مي رسد.از ديگر عقايد مردم منطقه در اين زمينه، گذاشتند پايه منبر در آب و يا ريختن آب به روي فردي سيد است.
آفتاب خواهي :
اگر بارندگي زياد باشد براي اين باران بند بيايد نام هفت يا چهل كچل را بر كاغذ مي نويسند و آن به بندي آويزان مي كنند تا باد بخورد و باران قطع شود يا با خواند دعا و نذورات مختلف از خداوند طلب آفتاب و در آمدن خورشيد مي كنند.در روستاي كرات كياسر شهرستان ساري، اگر باران ببارد و مانع فعاليت كشاورزي شود، زن هاي روستا به طور جمعي شعر زير را مي خوانند : باران كو، باران بي پايان كو، گندم كه زير خاكه، از تشنگي هلاكه، يا حضرت سليمان، روز افتاب و شب باران در روستا ولويه كياسر ساري هنگامي كه باران به مدت چند روز ادامه داشته باشد براي بند آمدن آن بچه هاي روستا قوطي هاي حلبي را به نخي مي بندند و دو سر نخ را مي گيرند و در كوچه هاي محل راه مي روند و دسته جمعي شعر زير را مي خوانند قوطي قوطي افتاب كن، يك مشت برنج تو ابا كن، ما بچه هاي گرگيم، از سرمايي بمرديم، يا قرا، يا كتاب فردا بشه آفتاب.در روستاي كليج كلادودانگه در هنگام بارش زياد باران، بچه هاي محل لباس كهنه مي پوشند و با جارو و گل و لاي كوچه ها را به هم مي زنند و ميخ وانند بابروم بابروم ، امروز آفتاب فردا آفتاب پيرا ( پس فردا( آفتاب آنگاه افراد هر خانواده به بچه ها مواد غذايي و يا شيريني مي دهند.در روستاي علي اباد دودانگه منطقه سواد كوه، وقت بارش زياد باران اهالي محل پارچه اي را از امامزاده شاهزاده حسين مي ربايند پس از آفتابي شدن هوا آن پارچه را به اضافه پارچه ديگر به امامزاده پسمي دهند.
گرفتن ماه و خورشيد :
گرفتگي ماه و خورشيد را ظل ( تاريكي) مي نامند و معتقدند كه اژدهايي جلوي آن را گرفته است در اين حالت براي رهايي و برطرف شدن تاريكي از ماه به پشت بام ها مي روند بر ظرف مسي مي كوبند و با تفنگي تيراندازي مي كنند. علاوه بر اينها نماز ايات مي خوانند و دعا مي كنند.
گهواره بندي :
در بيشتر نقاط شهري و روستايي استان رسم بر اين است كه در دهمين روز تولد نوزاد عده اي از بستگان و آشنايان براي صرف ناهار دعوت شوند پس از صرف ناهار و چاي و شيريني مادر بزرگ و يا قابله كودك را در گهواره مي بندند در بعضي مناطق اگر نوزاد فرزند اول باشداين وظيفه را مادر بزرگ طرف مادري به عهده مي گيرد سپس مدعوين پولي به عنوان هديه در گهواره طفل مي گذارند.در بعضي از روستاهاي شهرستان نور پس از خوابانيدن نوزاد در گهواره، بستگان طرف مادري نوزاد، روي گهواره گردو يا نبات مي شكنند و يا گهواره را چند بار به شدت تكان مي دهند اين كار به اين دليل انجام مي شود كه اگر در طول زندگي بين پدر و مادر نزاعي رخ داد گوش طفل به سر و صدا عادت كرده باشد.
دندان سري :
يكي از مراسم دوران كودكي مراسم دندان سري است كه همزمان با ظاهر شدن اولين دندان هاي طفل برگزار مي شود . در اين مراسم مادر كودك شير برنج يا آشي كه انواع حبوبات در آن وجود داشته باشد مي پزند و كاسه اي از اش را به خانه فاميل ها و دوستان مي دهد معمولا" رسم است كه افراد هنگام پس دادن كاسه، هديه اي مانند جوراب، روسري يا پول در آن مي گذارند.

مراسم ازدواج :
خواستگاري از دختر توسط اقوام نزديك داماد صورت مي گيرد. بعد از رضايت خانواده عروس فرداي آن شب غذا و شيريني تهيه ديده براي خانواده عروس مي فرستند. براي مراسم اره گيرون يا سهمان بله برون به خانه عروس مي روند و با دادن انگشتر به عروس در واقع او را براي پسر شان نشان مي كنند.
در همان شب بله برون ميزان شيربها ( زر) را نيز معين مي كنند بعد از اين مراسم دوران نامزدي آغاز مي شود كه معمولا" از 6 ماه تا 2 سال طول مي كشد.چند روز مانده به عروسي مقدمات آن را فراهم مي سازند. به خريد مي روند و براي عروس داماد پيراهن، پارچه، و ... مي خرند.براي دعوت كردن مردم به عروسي زني را به عنوان خبر گير به خانه هاي مردم مي فرستند تا همگي را براي عروسي دعوت نمايد.يك روز قبل از جشن از خانه داماد تمام مخارج جشن عروسي از قبيل برنج، مرغ، گوشت، روغن به نام خرج بار، را بار اسب مي كنند و همراه چند گوسفند پاي كوبان به خانه عروس مي فرستند مردم نيز كمك هايي به نام سوري در مجمع هاي مسي گذاشته و روي ان را با پارچه هاي رنگي مي پوشانند و آن را بر سر گرفته به خانه داماد مي برند.
شب قبل از عروسي حنابندان مي گيرند. صبح روز حنابندان ، عروس و داماد جداگانه با جشن و پاي كوبي به حمام مي روند دلاك در حمام به عروس و داماد شربت و شيريني مي دهد و اسپند دود مي كند. سپس عروس و داماد جداگانه سوار بر اسب، همراه دوستان به خانه مي روند.شب حنابندان عروس و داماد جداگانه در خانه خود، مراسم حنابندان را انجام مي دهند در خانه عروس، خواهر يا يكي از دوستان عروس حنا در دست عروس مي گذارد و در خانه داماد نيز دوستان داماد در دست او حنا مي گذارند.روز عروسي وعقدكنان خانواده عروس و داماد جداگانهميهمانان ناهار مي دهند.
بعد از ظهر عروسي داماد به همراه فاميل و دوستان براي آوردن عروس به طرف خانه عروس راه مي افتد داماد از قبل اسبي را تزيين مي كند تا عروس را روي آن بنشاند وقتي به خانه عروس رسيدند خانواده عروس با نقل و شيريني و دود كردن اسپند به استقبال آنها مي رود پدر يا برادر عروس، ناني را به كمر عروس با شال سفيد يا سبز مي نشانند به اين نيت كه اولين فرزندشان پسر باشد و پير بچه ديگري آيينه به دست جلوي اسب عروس راه مي افتد. در بين راه دوستان داماد با پاي كوبي و تير اندازي، در شادماني سهيم مي شوند گاهي نيز با گذاشتن مسابقه اسب دواني بر عروسي مي افزايند.وقتي كه به در خانه داماد رسيدند داماد از اسب پياده نارنج، انار، يا سيبي، را در دست مي گيرد و به سمت عروس پرت مي كند عروس بايد آن را بگيرد و سپس آن را با هم بخورند.
عروس ابتدا وارد خانه نمي شود مگر اينكه پدر داماد سكه اي يك راس گاو و يا زميني را به عنوان رونما يا پاناز به عروس بدهد. وقتي عروس وارد حياط خانه شد مادر و خواهرهاي داماد اسپند دود مي كنند و نقل و نبات و شيريني به همراهان مي دهند تمام مهمانان شام را در خانه داماد مي خورند وپس از خوردن شام آنجا را ترك مي كنند تنها زني به نام عروس مار همراه عروس مي ماند. صبح روز بعد از عروسي عروس بايد صبحانه را آماده كند و به خانواده داماد بدهد. خانواده داماد نيز لباس، پول، پارچه اي را به عنوان خلعت به عروس مي دهند سه روز بعد از عروسي ، عروس و داماد به عنوان سلام به مادرزن، به خانه عروس مي روند كه به آن زن مار سلام مي گويند. جهاز عروس را يك روز قبل از عروسي به خانه داماد مي برند.
اول دفتر به نام ایزد دانا