زین کاروان­سرای بسی کاروان گذشت

... بدنبال سخنان جنجال آفرین ترامپ ، امروز در حال مطالعه یک روزنامه بودم که این شعر معروف از شاعر گرانمایه  مولانا سِیف‌ُالدّین ابوالمَحامِد محمّد فَرغانی توجهم را جلب کرد.  

من که از خواندنش لذت بردم و بعد از حستجو متن کامل را یافته و به اشتراک می گذارم چرا که تاریخ تکرار است و تکرار  است و تکرار.....

 

 

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

 

هم رونق زمان شما نیز بگذرد

 

وین بوِم محنت از پی آن تا کند خراب

 

بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

 

باد خزان نکبت ایّام ناگهان

 

بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

 

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام

 

بر حلق و بر دهانِ شما نیز بگذرد

 

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز!

 

این تیزی سنان شما نیز بگذرد

 

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد

 

بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

 

در مملکت چو غُرّش شیران گذشت و رفت

 

این عوعو سگان شما نیز بگذرد

 

آن کس که اسب داشت، غُبارش فرونشست

 

گرد سُم خران شما نیز بگذرد

 

بادی که در زمانه بسی شمع­ها بکُشت

 

هم بر چراغ­دان شما نیز بگذرد

 

زین کاروان­سرای بسی کاروان گذشت

 

ناچار کاروان شما نیز بگذرد

 

ای مُفتخر به طالعِ مسعود خویشتن

 

تأثیر اختران شما نیز بگذرد

 

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید

 

نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

 

بیش از دو روز بود از آنِ دگر کسان

 

بعد از دو روز از آنِ شما نیز بگذرد

 

بر تیر جورتان ز تحمّل، سپر کنیم

 

تا سختیِ کمان شما نیز بگذرد

 

در باغ دولت دگران بود مدّتی

 

این گُل، ز گُلستان شما نیز بگذرد

 

آبی است ایستاده در این خانه، مال و جاه

 

این آب ناروان شما نیز بگذرد

 

ای تو، رمه سپُرده به چوپان گرگ طبع

 

این گُرگیِ شبان شما نیز بگذرد

 

پیل فنا که شاه بقا، مات حُکم اوست

 

هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

 

ای دوستان، خواهم که به نیکی، دُعای «سیف»

 

یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

 

 سخنی چند در باره شاعر:

مولانا سِیفُالدّین ابوالمَحامِد محمّد فَرغانی از شاعران ایرانی قرن هفتم و هشتم هجری بود، وی اصلاً از فرغانه‌ی ماوراءالنهر بود که در دورهٔ سلطهٔ ایلخانان و مغولان در آسیای صغیر می‌زیست. وی در حالی که نزدیک به هشتاد سال داشت در سال ۷۴۹ هجری و در یکی از خانقاه‌های آقسرا وفات یافت.

وی در سخن از سبک خراسانی در قرن ششم هجری متأثر بود و به همین دلیل بود که وی را به سرزمین فَرغانه و ولایت سمرقند منتسب می‌داشتند. کلام او ساده و روان است، و در آن واژه‌های عربی کم به کار رفته است؛ هر چند گاه ترکیب‌های عربی را با ترکیب‌های فارسی در بعضی از شعرهای خود درهم آمیخته، و گاه نیز حتی یک مصراع را تماماً عربی آورده‌است. مانند «روی از خلق بگردان که حق در اینست که توکلّت علی‌الله اینست».

 

خاطراتی از یک پهلوان گمنام

...... در دهه پنجاه شمسی به علت نبودن امکانات تحصیلی در مقاطع راهنمایی و دبیرستان بسیاری از روستائیان فرزندان خود برای ادامه تحصیل به شهر می فرستادند. با تغییر فضای روستا اکثر نوجوانان روستایی به اصطلاح امروز جو گیر شده و تحت تاثیر فیلم ها و شرایط متفاوت شهر از هدف اصلی خود دور شده و گاها به راههای خلاف  کشیده می شدند. در این بین بزرگ مردانی چون قاسم پهلوان تعدادی از آنها را سرپرستی کرده و در جهت درست هدایت کردند و اکنون که اغلب آنها تحصیلات خود تحت حمایت ایشان تکمیل کرده و دارای شخصیت اجتماعی و فرهنگی شده اند؛ خود را مدیون ایشان می دانند و مرتب در خاطراتشان این نکته را متذکر می شوند.

یکی از این خاطرات:

...علی و فریدون 14 و 15 ساله بودند ، تازه از روستا برای ادامه تحصیل به شهر آمده بودند. پدرشان آنها را به قاسم پهلوان سپرده بودند و از این جهت دارای آسایش خاطر بودند چون مطمتئن بودند ایشان کاملا آنها را کنترل می کند . از این جهت پدرانشان خرجی ماهانه آنها را در اختیار قاسم پهلوان قرار می دادند و ایشان به اندازه مایحتاج روزانه پول در اختیارشان قرار می داد.

یک روز علی و فریدون دزدکی به سینما رفتند شب چند ساعت بعد از ساعت مقرر به خانه بر گشتند در حالی که قاسم پهلوان ، ناراحت و عصبانی در حیاط قدم می زد و منتظر ایشان بود آنها از یک لحظه نبود ایشان وارد منزل شده و در گوشه ای از اتاقشان پنهان شده بودند نشسته پشت برده خوابشان برده بود که صبح ناگهان تگانی خورده و روی زمین افتادند ناگهان صدای آنها از بیرون اتاق شنیده شد که فریاد می زدند آقای شاهی غلط کردیم غلط کردیم ... وقتی خواب از سرشان پرید متوجه موضوع شده و شروع به خندیدن کردند .

روحش شاد. ایشان  سال 56 در سن 53 سالگی دار فانی را وداع گفت . رحمتکم الله

پهلوان گمنام

.............. من دخترش هستم ، اواخر دوران کودکی و اوایل دوران نوجوانی بودم ایشان از پیش ما رفت. در سنی که دقیقا" اوج فاجعه را متوجه نمی شوی ولی مادرم و همسر ایشان مسئولیت خانواده پر جمعیت را به عهده گرفت و با زحمت فراوان این مسئولیت خطیر را به انجام رساند.

او پهلوان بود از آن دسته پهلوانانی که به خاطر ویژگی ها مثبت و خدمات بی دریغش، هنوز در خطه خود نامش بر سر زبانها است و دعای خیر یاری شوندگان  شادی بخش روح پاکش.

یادش گرامی و بهشت جاودان منزلش

او کسی نیست جز قاسم شاهی معروف به قاسم پهلوان