گردشگری فرهنگی

گردشگری فرهنگی صرفاً مصرف محصولات فرهنگی گذشته نیست، بلکه مصرف فرهنگ معاصر یا شیوه زندگی یک اجتماع یا منطقه نیز میباشد. بنابراین، گردشگری فرهنگی هم "گردشگری میراث" (مرتبط با اشیاء بازمانده از گذشته) و هم "گردشگری هنری" (مرتبط با تولیدات فرهنگی معاصر) است.
بسیاری از گردشگران فرهنگی علاقه خاصی به مکانها و اصالت تجارب فرهنگی دارند. برای نمونه، اسمیت (2003) بین پساگردشگران و گردشگران فرهنگی تمایز قائل میشود و نتیجه میگیرد که گردشگران فرهنگی به تعاملات واقعی با اجتماعات محلی و سنن آنها علاقه بیشتری دارند. گردشگری فرهنگی را میتوان سفری توصیف کرد که در بطن آن، گردشگر خود را یک ماجراجو یا کاوشگر مییابد. این موضوع بلاخص در گردشگری بومی و قومی مشهود است. در اینگونه گردشگریها فرد میخواهد مردم محلی را در سکونتگاههای طبیعی خود مانند جنگل و بیابان (که گاه دورافتاده هستند) ببیند. ریچاردز (1996) میافزاید که گردشگران فرهنگی معمولاً از گردشگران معمولی فرهیختهتر هستند و نسبت به تأثیرات گردشگری بر مردم محلی، محیط زیست و فرهنگ حساستر میباشند.

از گردشگری فرهنگی غالباً بهعنوان صنعتی یاد میشود که در حال رشد است و هر روز متنوعتر میگردد. بنابراین، توجه کردن به زیربخشها، محصول و بازار آن ضروری به نظر میرسد. هیوگز (1996) بین گردشگری فرهنگیِ "عام"، "گسترده"، "محدود" و "بخشی" تفاوت قائل میشود. در حالت کلی، دستهبندی بالا را میتوان به ترتیب با درک فرهنگ بهعنوان شیوه کلی زندگی، تعامل با گروههای قومی و بومی ویژه، شرکت در فعالیتهای هنری و خردمندانهی یک جامعه، و بازدید از جاذبههای میراث یا مکانهای هنری، متناظر دانست.




اول دفتر به نام ایزد دانا