بوفالو یا غاز: برای تغییر آماده شوید!

بوفالو یا غاز: برای تغییر آماده شوید!



دوست دارید گله‌ای بوفالو داشته باشید یا دسته‌ای غاز! بوفالوها حیوانات جالبی هستند. همگی به یک پیشرو وفادارند و آنچه را که به آنها گفته می‌شود، دقیقا انجام می‌دهند. این وفاداری همان چیزی است که ما در سازمان به دنبال آن هستیم.

بوفالوها سوال نمی‌کنند، آنها صرفا دنباله روی می‌کنند. تا زمانی که چیزی به آنها گفته نشده حرکتی نخواهند کرد. در گوشه‌ای می‌ایستند، انتظار می‌کشند و منتظر دستورات هستند. درست همانند افراد بسیاری که در سازمان‌ها با بی عملی منتظر دریافت دستورات می‌مانند و توجه ندارند که با این انتظارات چه فرصت‌هایی را از دست می‌دهند. همانگونه که عاقبت بوفالوها قوطی کنسرو شدن در قفسه فروشگاه‌هاست، سرانجامم سازمان‌های بوفالویی نیز محو شدن از صحته رقابت شرکت‌هاست.

غازها نیز پرندگان جالبی هستند. هر غاز می‌داند که باید به همان جایی برود که دسته غازها قصد سفر به آنجا را دارد. جایی که غاز پیشرو به سبب وزش باد در مسیر حرکت، زودتر از دیگران خسته می‌شود به عقب دسته باز می‌گردد و غاز دیگری از بخش میانی دسته جای او را می‌گیرد و در نوک دسته V شکل غازها پرواز می‌کند. این بدان معناست که هر غاز دقیقا می‌داند که دسته غازها به کجا می‌روند. آیا اکثر سازمان‌ها این گونه‌اند؟ آیا در اکثر سازمان‌ها کارکنان می‌داندد سازمان‌شان به کجا می‌رود؟ متاسفانه نه!

هر غازی همواره آماده است تا در صورت ضرورت گام پیش نهد و مسئولیت جلوداری را بپذیرد. آیا این امر در سازمان‌های ما هم واقعیت دارد؟ آیا در سازمان هر کسی مشتاق است گام پیش نهد و مسئولیت بپذیرد؟ غازها نسبت به وضعیت یکدیگر حساس هستند.

این امر در سازمان‌ها وجود دارد؟ غازها از طریق همکاری متقابل اعضا حرکت می‌کنند به گونه‌ای که نسبت به پیشرفت دسته غازها به سمت مقصد می‌تواند ۱۷۱ درصد بیش از حرکت فردی آنها باشد.


ویژگی‌های سازمان بوفالویی و سازمان‌های غازی را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:

بوفالوها
💡آنها به یک رهبر پایبند و وفادار هستند
💡آنها درست همان کاری را انجام می‌دهند که دستور داده شده
💡آنها هرگز سوال نمی‌کنند و صرفا پیروی می‌کنند.
💡بوفالوها منتظر دستورند تا دستور نرسد هیچ کجا نمی روند و هیچ کاری نمی کنند.
💡هیچ کس جای دیگری را پر نمی کند و مسئولیت نمی‌پذیرد.

غازها
💡هر غاز به هنگام پرواز دسته جمعی احساس مسئولیت می‌کند.
💡هر غاز فقط پیروی محض نمی‌کند وضع خود را در راه می‌سنجد و به تصمیمی که باید بگیرد فکر می‌کند.
💡هر غاز مسیر پرواز گروه را می‌داند.
💡همه غازها تمایل به پذیرش مسئولیت و پیش قدمی را دارند.
💡غازها در طول پرواز مراقب یکدیگر هستند.
💡هر غاز زمان اینکه چقدر می خواهد در نوک گروه پرواز کند با خودش است.

اگر گله‌ای بوفالو دارید و می‌خواهید به جایش یک دسته غاز داشته باشید، به بوفالوهایتان فرمان پرواز دهید! البته اگر اتفاقی نیفتاد تعجب نکنید!! باز دوباره فرمان پرواز می‌دهید؟ اما مطمئنم باز هم اتفاقی نمی‌افتد! چرا؟ چون ابتدا باید خودتان را تغییر دهید.

بزرگترین مانع بر سر تغییر، دیگران نیستند بلکه خودت هستی. برای به پرواز در آمدن بوفالوها لازم است بیاموزید که باید افرادی متفاوتی باشید. دستور دادن به دیگران برای تغییر آسان است، اما تغییر در عمل بسیار دشوار است.

* برگرفته از کتاب استعاره‌های مدیریتی، مسعود بینش، سازمان مدیریت صنعتی.

انفجار نادانی چیست؟

انفجار نادانی چیست؟

 کاواساکی نظریه‌پرداز مدیریت و از مشاوران شرکت Apple، پدیده‌ای را در سازمانهای اداری و صنعتی عنوان می‌کند که استیو جابز از آن به عنوان «انفجار نادانی» نام می برد!

 این نظریه می‌گوید: مدیران درجه یک، کسانی را استخدام می‌کنند که از خودشان بهتر و تواناتر هستند؛ اما افراد درجه دو و پایین‌تر، با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، افرادی از خود پایین‌تر را استخدام می کنند و همینطور نفرات رده‌های پایین‌تر نیز همین چرخه باطل را ادامه می‌دهند (چون مسلماً آنها هم نفرات درجه یک نیستند).


 لذا پس از مدتی با موجی فراگیر از افراد ضعیف و ناتوان در ساختار سازمان مواجه می‌شوید که معدود افراد توانمند را نیز ناامید و فلج می کنند!  
این نظریه را می‌شود هم در زندگی شخصی به کار برد، هم در راهبری سازمانی و هم در عرصه کشورداری:


 از خودتان بپرسید آیا با کسانی دوست هستم، که از من باهوش‌ترند و مرا به نقد می‌کشند یا کسانی هستند که هم‌رده من یا پایین‌ترند و بیشتر مرا تأیید می کنند؟


 در سازمان، از خودتان بپرسید آیا از استخدام و بکارگیری کسانی که از من باهوش‌تر، مطلع‌تر و کاربلدتر هستند ترس دارم؟ آیا تعداد کسانی که از من باهوش‌تر هستند در سازمان من به تعداد انگشتان یک دست می رسد؟


 در کشورداری از خود بپرسید آخرین باری که یکی در كشورداري از خود بپرسيد آخرين باري كه از منتقدان باهوش خود مشورت یا کمک گرفته‌اید یا وی را به یک سمت کلیدی منصوب کرده‌اید کی بوده است؟ آیا از اینکه من از همه باهوش‌ترم لذت می‌برم یا اینکه می‌توانم از باهوش‌ها بیشترین استفاده را بکنم خوشحالم؟

 
 منبع: سایت ملت
‍‍

"كوتوله پرورى"!

 

"كوتوله پرورى"!

يكى از مفاهيم عمومى علم مديريت مفهوم "جانشين پرورى" است، چنانكه براى افراد فاقد تخصص مديريت نيز مفهومى آشناست. جانشنين پروري به برنامه ريزي بلند مدت و تربيت نيروي انسانى به منظور جانشينى در پست هاى مديريتى و غيرمديريتى اطلاق مى شود.
با اين مقدمه، نوشتار سعى در مفهوم سازى جديدى تحت عنوان "كوتوله پرورى" دارد، كه مى تواند نكته مقابل و نقيض مفهوم "جانشين پرورى" باشد!! كوتوله پروري به انتصاب و ارتقاء افراد در پست هاى سازمانى اطلاق مى شود كه از لحاظ توانمندى از مدير منصوب كننده و حتى ساير كاركنان سازمان داراى پتانسيل كمترى هستند. در واقع هدف اصلى از كوتوله پرورى مقابله با رشد افراد داراى پتانسيل بالقوه است. اين امر به دليل كوته نظرى و ترس از تبديل شدن ايشان به رقيب و اشغال پست فعلى در آينده است.


🌎🌎🌎
كوتوله پرورى توسط مديراني توسعه مي يابد كه قد و قواره ايشان كوتاه تر از مسندي است كه بدان تكيه زده اند! مدير غير توانمند براى نشستن بر پست اجرايى، در پست هاي مديريتي پايين تر از خود به جاي جانشين پروري و بهره گيري از افراد توانمند، به انتصاب مديراني كوتوله تر اقدام مى كنند و افراد داراى توانايى بالقوه تصدى پست هاى مديريتى در سيستم را سركوب مى كند. ايشان با فشار از بالا براي كاستن قد افراد توانمند، و يا حداقل خم كردن سرشان تلاش مى كند قد خويش را بلندتر جلوه دهند!
كوتوله هاى زير دست كه به دليل مقايسه خويش با مدير كوتوله پرور دائما به حمد و ثناي وي مي پردازند، به سرعت در اين سيستم ارتقاء مى يابند و جاى خود را به ساير كوتوله ها مى دهند. سيستم كوتوله پرور به صورت سلسه مراتبي از بالا به پايين منجر به انتصاب مديران كوتوله تر و كوتوله تر مي گردد. بدين طريق مفهوم پردازى "حكومت كوتوله ها" در سازمان خالى از لطف نيست.



🌎🌎🌎
كوتوله پرورى آثارى به شرح زير از خود متبلور مى سازد:
-عدم تفكر و برنامه ريزي استراتژيك (بلند مدت)
-خود بزرگ بينى مديريتى
-حصار شيشه اى مديريت
-تمسخر و دست اندازي مديران توسط كاركنان و عامه مردم (به سان داستان پادشاه و دو خياطي كه لباس نامرئي براي وي دوختند!)
-غارت و چپاول بيت المال توسط دني ترين افراد جامعه و نگرش غنيمت جنگي به بيت المال
-توسعه فرهنگ سازماني سست عنصري و بي عاري
-كاهش اعتماد به ساختار مديريتي
-حاكم شدن جو نارضايتي شديد و طغيان به سان آتش زير خاكستر
-و...
🌎🌎🌎
راه حلهاي ذيل براي برون رفت از اين بحران توسط مديران توصيه مي شود:
-بهره گيرى افراد همسطح يا توانمند تر از خويشتن كه "مورد اعتماد" مدير باشند.
-بهره گيري از مشاوران بيروني فاقد پست اجرايي براي ارزيابي عملكرد
-برگزاري دوره هاي آموزشي مديريتي براي مديران مادون
-آشنايي با اصول ابتدايي علم مديريت و به طور خاص "مديريت عملكرد"
-خودگشودگي مديريتي به منظور اخذ بازخورد از انتصاب مديران و عملكرد ايشان



مخلص كلام اينكه:

اشتباه استراتژيك كوتوله پرورها در اين انگاره است كه "استفاده از كوتوله ها منجر به بلندتر جلوه كردن قد ايشان و عدم تهديد درون سازمانى مى شود"

در حالى كه در اوضاع مشوش سياسى سازمان دولتى كه منجر به سرنگونى مدير مى شود، اغلب عاملان اصلى اين سرنگونى ها نخبگان سركوب شده درون سازمانى و يا نيروهاى خارجى است كه از ضعف عملكرد كوتوله ها به خوبى براى سرنگونى بهره مى جويند.
كوتوله پرورى موجب كوتوله انگاشته شدن مدير و سازمان و نخبه پرورى و جانشين پرورى علاوه بر ارتقاء عملكرد، منجر به ارتقاء ذهنيت درونى و بيرونى از برند مدير و سازمان مى شود.