مسائل اطراف ما به دو وسته عمده تقسيم مي‌شوند ، دسته اول مسائلي هستند كه درباره آنها نگراني داريم و مراقب تغييرات آنها هستيم و دسته دوم مسائلي هستند كه هيچ نگراني درباره آنها نداريم .

 

بحث ما درباره مسائلي است كه درباره آنها نگراني داريم و در حلقه نگراني ما قرار دارند .

 

مسائل داخل حلقه نگراني به دو وسته تقسيم مي‌شوند؛ گروه اول مسائلي هستند كه روي آنها نفوذ داريم و مي‌توانيم درباره‌شان كاري انجام دهيم و روي آنها تاثير بگذاريم و دسته دوم مسائلي هستند كه نفوذ و كنترلي روي آنها نداريم .

 

 

 

 

بطور مثال مسائل مربوط به تيم ورزشي مورد علاقه ما در دايره نگراني ما قرار دارند ولي روي آنها نفوذ و كنترلي نداريم پس در حلقه نفوذ ما قرار ندارند.

 

مسلما ً وقتي انرژي و زمان خود را برروي مسائل خارج از دايره نفوذمان متمركز كنيم به هيچ نمي‌رسيم و احساس مي‌كنيم كه تلاش‌هاي ما بيهوده هستند.

 

با صرف نيرو وزمان روي مسائل داخل حلقه نفوذ مي‌توانيم حلقه نفوذمان را گسترش دهيم و به اندازه حلقه نگراني برسانيم يعني روي تمامي مسائلي كه درباره‌شان نگراني داريم، نفوذ داشته باشيم و حتي از اين هم فراتر برويم و حلقه نفوذمان بزرگتر از حلقه نگرانيمان شود.

 

واما بلعكس با صرف نيرو و زمان روي مسائل خارج از حلقه نفوذمان باعث كوچكتر شدن حلقه نفوذمان ميشويم تا جائي كه ديگر روي كوچك‌ترين و خصوصي‌ترين مسائل زندگيمان نيز كنترلي نخواهيم داشت .